جرثقیل سقفی

اینترنت اشیا در لجستیک هوشمند

ماهنامه شماره 16 (آذر ماه 1395)

مقدمه

طی سه دهه اخیر، مدیریت لجستیک به‌عنوان یکی از روش‌های پرکاربرد و اثرگذار در راستای کاهش قیمت تمام‌شده در سطوح بین بنگاهی و شبکه‌ای مورداستفاده سازمان‌های موفق قرارگرفته است. بنا بر تجربه کشورها و شرکت‌های موفقی که توانسته‌اند در قیمت محصولات خود مزیت رقابتی ایجاد کنند، هزینه‌های لجستیکی یکی از مؤلفه‌های مهم قیمت تمام‌شده بوده است که این نمونه‌های موفق، تلاش ویژه‌ای در کاهش آن هزینه‌ها داشته‌اند.

D:\_Vasighi\_Paper\مقاله وثیقی\freescale_internet_of_things_overview_1.jpg

بنا بر تعریف، «لجستیک به آن بخش از فرآیندهای زنجیره‌تأمیناطلاق می‌شود که ذخیره‌سازی و جریان اثربخش و کارای کالاها، خدمات و اطلاعات مربوط به آن‌ها را در دو جهت رفت‌وبرگشت میان مبدأ و محل مصرف و به جهت پاسخگویی به نیاز مشتری، برنامه‌ریزی، راه‌اندازی و کنترل می‌کنند». هزینه‌های لجستیکی نیز شامل موارد زیر می‌شود:

  • هزینه فعالیت‌های حمل‌ونقل و جابجایی؛
  • هزینه فعالیت‌های ذخیره‌سازی و یا انبارداری؛
  • هزینه مربوط به ارزش زمانی سرمایه در کالاهای راکد در سیستم لجستیک شامل ارزش‌افزوده حمل‌ونقل؛
  • هزینه تغییر شکل فیزیکی که برای حمل‌ونقل، انبارداری و جابجایی ایمن و کارا لازم است؛
  • هزینه بسته‌بندی اضافی موردنیاز؛
  • هزینه اطلاعات و یکپارچه‌سازی ارتباطات؛
  • هزینه‌های مدیریت سیستم لجستیک؛
  • هزینه در دسترس نبودن کالا (هنگام نیاز)؛

در یک دسته‌بندی کلی، هزینه‌های لجستیکی شامل هزینه‌های حمل‌و‌نقل، انبارش، کنترل موجودی و مدیریت لجستیک می‌شود.

ازآنجایی‌که هزینههای لجستیک همواره بخشی از قیمت نهایی محصول است، محاسبه هزینههای لجستیک و تلاش در جهت کاهش آن بسیار مهم است. با توجه به اینکه تاکنون اندازه‌گیری دقیق و آماری از شاخص «هزینه‌های لجستیک» در کشورمان صورت نگرفته است؛ ارائه برآوردی محاسباتی از این شاخص، گا‌می‌مهم در مدنظر قرار دادن هزینه‌های لجستیکی به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های اصلی در قیمت تمام‌شده کالا خواهد بود.

بر اساس مطالعات صورت گرفته در کشورهای مختلف، از کل هزینههای لجستیکی در هر کشور، به‌طور متوسط 62 درصد آن متعلق به بخش حمل‌ونقل، 34 درصد متعلق به بخش نگهداری موجودی و انبارداری و 4 درصد مربوط به مدیریت و کنترل لجستیک است. از سویی دیگر، در حال حاضر 6 تا 7 درصد قیمت کالاها در جهان متأثر از هزینه‌های حمل‌ونقل است؛ اما این شاخص در ایران، بنا بر محاسبات اتاق بازرگانی ایران، حدود 12 درصد برآورد گردیده است. با مبنا قرار دادن این آمار و نیز توجه به این مهم که هزینه‌های حمل‌ونقل حدود 62 درصد از کل هزینه‌های لجستیکی را تشکیل می‌دهد؛ با یک حساب سرانگشتی می‌توان نتیجه‌گیری کرد که متوسط سهم هزینه‌های لجستیکی از قیمت تمام‌شده محصولات در جهان‌بین 9.7 تا 11.3 درصد از قیمت تمام‌شده محصول و در ایران حدود 19.4 درصد از قیمت تمام‌شده است.

ازاین‌رو، مدیریت کارآمد فعالیتهای لجستیکی، یک منبع کامل برای ایجاد مزایای رقابتی بوده و میتواند منجر به کاهش چشمگیری در هزینهها گردد. بنا بر محاسبات سرانگشتی صورت گرفته، در صورت مدیریت کارای فعالیت‌های لجستیکی (اعم از حمل‌ونقل، ذخیره‌سازی و سایر فعالیت‌های لجستیکی) در کشورمان، می‌توان کاهش 8 تا 10 درصدی سهم هزینه‌های لجستیکی از قیمت تمام‌شده را شاهد بود که به‌تبع آن و با ثابت فرض کردن سایر عوامل مؤثر در قیمت تمام‌شده، تنها با رساندن سهم هزینه‌های لجستیک به استاندارد و متوسط جهانی آن، می‌توان کاهش 8 تا 10 درصدی قیمت تمام‌شده محصولات ایرانی که به دست مصرف‌کنندگان می‌رسد را تضمین کرد.

بهره‌مندی از سیستم لجستیک مناسب یکی از عوامل کلیدی موفقیت در کسب‌وکار است. یکی از استراتژی‌های مهم در بهره‌وری لجستیک، کاهش هزینه به‌منظور حفظ سوددهی است. یکپارچه‌سازی عملکردهای نظام لجستیک منجر به بهبود وضعیت ارتباطات بین فعالیت‌ها شده و ضمن کاهش هزینه‌ها کارایی بنگاه را بالا می‌برد.

اینترنت اشیا به شبکه‌ای اشاره دارد که در آن هر شی‌ء فیزیکی توسط یک برچسب رادیو شناسا[1] هویت یافته و با دیگر اشیا تشکیل یک شبکه می‌دهد. استفاده از این تکنولوژی سبب دستیابی به اشیا خودسازمان‌ده می‌گردد. همچنین استفاده از این فن‌آوری در خودروها باعث برقراری ارتباط خودرو به خودرو و خودرو به اشیا گردیده است. در این تحقیق به بررسی نقش استفاده از اینترنت اشیا در لجستیک پرداخته می‌شود.

کاربرد اینترنت اشیاء در زنجیره‌تأمین محصول

در اینجا به برخی از کاربردهای اینترنت اشیاء در زنجیره‌تأمین محصول اشاره ‌می‌شود

1- کاهش هزینه لجستیک و بهبود اثربخشی توزیع

از اینترنت اشیاء می‌توان در زنجیره‌تأمین به‌منظور بهبود اثربخشی انتقال اطلاعات میان بخش‌های زنجیره‌تأمین استفاده کرد. هزینه غیرضروری مبادله به دلیل اثربخشی تبادل اطلاعات حذف می‌شود زیرا شرکت‌ها ارتباط نزدیک‌تری با یکدیگر خواهند داشت. از سوی دیگر، میزان موجودی نیز کاهش می‌یابد زیرا اطلاعات عرضه و تقاضا به‌موقع انتقال می‌یابد و باعث بهبود استفاده از اطلاعات ذخیره‌شده می‌شود، همچنین هزینه‌های ذخیره و نیروی کار در مرکز لجستیک کاهش می‌یابد (گوینارد و همکاران، ۲۰۱۱).

2- بهبود میزان اطلاعات زنجیره‌تأمین و توازن عرضه و تقاضا

در مقایسه با زنجیره‌تأمین سنتی، در زنجیره‌تأمین مبتنی بر اینترنت اشیاء از مکانیزم تسهیم اطلاعاتی استفاده می‌شود. اطلاعات محصول بر روی زنجیره‌تأمین از طریق خوانندگان اطلاعات در بخش‌های مختلف شبکه به پایگاه مدیریت ارسال‌شده و این پایگاه از طریق تحلیل اطلاعات، بازخورد لازم را ارسال می‌کند. این امر باعث می‌شود که حمل، تعمیر و اصلاحات قیمتی به‌موقع و به‌درستی انجام گیرد. مکانیزم تسهیم اطلاعات می‌تواند باعث شود که تولیدکنندگان، توزیع‌کنندگان و خرده‌فروشان به اطلاعات عرضه و تقاضای بازار به‌موقع پاسخ دهند و نهایتاً توازن عرضه و تقاضا برقرارشده و مانع نوسانات قیمتی محصول گردد.

3- اطمینان از امنیت کالا و محصول از طریق کنترل هر بخش زنجیره‌تامین

کاربرد اینترنت اشیاء در زنجیره‌تأمین محصول نه‌تنها باعث بهبود سطح اطلاعات زنجیره‌تأمین می‌شود بلکه از طریق کنترل زنجیره‌تامین، ریسک مشکلات امنیت محصول به‌ویژه محصولات غذایی کاهش می‌یابد. همچنین، زمانی که مشکلی در زمینه امنیت محصول رخ می‌دهد، شرکت‌ها می‌توانند از طریق اینترنت اشیاء به حل این مسائل کمک کنند. مصرف‌کننده نیز از طریق برچسب‌های الکترونیکی محصول می‌تواند به اطلاعات محصول دست‌یافته و هزینه خرید خود را کاهش دهد (جانمائو و پنگجان، ۲۰۰۷).

4- ترویج و بهبود تولید محصولات باکیفیت در مقیاس وسیع و توسعه صنعتی

تولیدات سنتی اغلب در مقیاس کوچک هستند، محصولات و کالاها اغلب از تولید تا مصرف، چرخه زیادی را طی می‌کنند و اطلاعات در طی این چرخه به‌کندی مبادله می‌شود، زنجیره‌تأمین ناکارآمد است و محصولات اغلب با مسائل و مشکلات زیادی به بازار می‌رسند و این مسئله توسعه صنعتی را محدود می‌سازد. اینترنت اشیاء هر بخش زنجیره‌تأمین را به یکدیگر متصل می‌سازد و اطلاعات در زمان مناسب، به‌درستی و کارآمد انتقال می‌یابد. تولیدکنندگان، عاملان حمل‌ونقل، عمده‌فروشان و خرده‌فروشان زنجیره‌تأمین می‌توانند اطلاعات بازار را دریافت کرده و به‌درستی تحلیل کنند و نهایتاً تصمیمات صحیح و مناسب اخذ کنند. زمانی که اطلاعات عرضه و تقاضا در بازار تسهیم ‌می‌شود، همگی از تولیدکننده تا خرده‌فروشان از آن بهره خواهند برد و مؤسسات لجستیک ‌می‌توانند منابع را یکپارچه ساخته و نهایتاً هزینه عملیاتی کاهش و مقیاس کسب‌وکار افزایش می‌یابد. در بلندمدت، این امر به ایجاد نام‌های تجاری معروف و توسعه صنعتی کمک خواهد کرد (پن و شن، ۲۰۱۱).

کاربرد اینترنت اشیاء در مدیریت اطلاعات لجستیک معکوس

امروزه، افراد از نقش لجستیک معکوس در محیط و اقتصاد آگاه هستند و شرکت‌‌ها و سازمان‌ها، توجه بیشتری به ارتقاء و بهبود لجستیک معکوس داشته‌اند. لجستیک معکوس، متفاوت از لجستیک روبه‌جلو است و به همین دلیل کمتر موردتوجه واقع‌شده است. یکی از دلایل کم‌توجهی به لجستیک معکوس، دشواری جمع‌آوری اطلاعات بوده است؛ زیرا لجستیک معکوس نسبت به ویژگی‌های محصولات با عدم اطمینان همراه است و این امر، فرایندهای لجستیک معکوس را متمایز ساخته است. اگر عدم اطمینان نادیده گرفته شود و از فرایند‌های مشابه برای همه محصولات استفاده شود، باعث اتلاف محصولات ارزشمند و کاهش مزیت ناشی از لجستیک معکوس در مقیاس وسیع خواهد شد. برای رفع این مشکل، ما نیازمند اطلاعات صحیح و به‌موقع درباره محصولات مختلف در کل زنجیره‌تأمین هستیم؛ بنابراین، در به‌کارگیری لجستیک معکوس، باید از سیستم‌‌های اطلاعات مدیریتی معکوسی استفاده شود که ضمن شرح چرخه‌‌های عمر محصول به‌صورت عمودی و ویژگی‌های محصول به‌صورت افقی، به شرکت در بهبود مدیریت تصمیم و اثربخشی عملیات کسب‌وکار کمک کند (گو و لیو، ۲۰۱۳).

1- اعتبار بالای اطلاعات

یک سیستم مدیریت موسسه شامل سیستم مدیریت اطلاعات لجستیک معکوس است که ویژگی‌های منحصربه‌فردی نسبت به سیستم‌های اطلاعات عمو‌می‌دارد. اعتبار بالای منابع اطلاعاتی برای عملیات موسسه حیاتی هستند. ازآنجایی‌که نسبت به میزان و ویژگی محصولات در مدیریت لجستیک معکوس، عدم اطمینان وجود دارد، بنابراین، درک و شناخت مدیران از اطلاعات مربوطه برای تصمیم‌گیری و مواجه‌شدن با محصولات لجستیک معکوس باید زیاد باشد. درمجموع اینکه عنصر اصلی مدیریت لجستیک معکوس، سیستم اطلاعاتی است.

2- پیچیدگی نگهداری و حفظ داده‌ها

زمانی که از سیستم‌های اطلاعات مدیریت عمو‌می ‌استفاده می‌شود، اطلاعات محصول پس از فروش محصولات در اختیار مدیران قرار ‌می‌‌گیرد و زیاد موردنیاز نبوده و داده‌های این محصولات بندرت تغییر ‌می‌کنند. در سیستم‌‌های اطلاعات مدیریت لجستیک معکوس، حذف داده‌ها مبتنی بر زمان نبوده و هرزمانی که محصولات تغییر کردند، داده‌ها قابل‌تغییر هستند، ازاین‌رو این سیستم‌ها در افزایش پیچیدگی حفظ و نگهداری داده‌ها مؤثر هستند (سیرانی و همکاران، ۲۰۱۴).

3- حیطه زمانی گسترده

در سیستم مدیریت لجستیک معکوس، حیطه زمانی اطلاعات کل چرخه عمر را پوشش ‌می‌‌دهد که مبنایی برای اقتصاد دوار است. در چرخه عمر، اکثر محصولات دارای حیطه زمانی بیش از ۱۰ سال یا حتی چندین دهه هستند، بنابراین، نحوه حفظ صحیح این داده‌ها در طی دوره طولانی یکی از موضوعات موردتوجه در سیستم‌های اطلاعات مدیریت لجستیک معکوس است.

4- تنوع محصولات نگهداری شده

در سیستم‌های اطلاعات مدیریت لجستیک معکوس، خصایص و ویژگی‌های محصولات متنوع است و با نوع محصولات مرتبط است. هدف نهایی لجستیک معکوس، بازیافت منابع و استفاده مجدد از محصولات است؛ بنابراین، به جنبه‌های زیادی باید توجه شده و این امر منجر به تنوع و تمایز شدید ویژگی‌‌های اطلاعاتی ‌می‌شود. افزایش ویژگی‌‌های اطلاعاتی بر پیچیدگی ذخیره و مدیریت داده مؤثر خواهد بود (بوت و همکاران، ۲۰۱۳).

5- درجه بالای پراکندگی اطلاعات

موضوعات اطلاعات محصول در فرایندهای لجستیک معکوس بسیار متمایز از اطلاعات کارخانه است، اطلاعات محصول اساسی پوشش‌دهنده حمل‌ونقل، توزیع و خرده‌فروشی و مصرف‌کنندگان است که همگی این‌ها دسترسی اندکی به زنجیره‌تأمین دارند؛ بنابراین، اکثر اطلاعات محصول به‌ویژه اطلاعات مرتبط با مشتریان به لحاظ موقعیت، پراکنده بوده و همین مسئله، ‌جمع‌آوری اطلاعات را نسبت به لجستیک روبه‌جلو دشوارتر ‌می‌سازد.

همان‌طور که در لجستیک معکوس اشاره شد سیستم‌های اطلاعاتی نسبت به فعالیت‌های عادی مدیریتی از اهمیت بیشتری برخوردار هستند، اما ویژگی‌های منحصربه‌فرد این سیستم‌ها تعبیه یک سیستم اطلاعات مدیریتی لجستیک معکوس را دشوار ‌می‌سازد. به‌ نظر می‌رسد که یکی از راه‌حل‌هایی که به استقرار این سیستم کمک می‌کند فناوری اینترنت اشیاء باشد.

استقرار سیستم اطلاعات مدیریت لجستیک معکوس بر اساس کاربرد فناوری اینترنت اشیاء

1- کارکرد و ساختار سیستم

بر اساس ویژگی‌های سیستم اطلاعات مدیریت لجستیک معکوس، برخی از محققان در زمینه اینترنت اشیا تحقیقاتی را انجام دادند. به‌عنوان‌مثال، یانگسیا و هیو (۲۰۰۵) بیان کردند که کارکرد اینترنت، تسهیم اطلاعات، انتقال، مدیریت محصول و بازخورد اطلاعات بازگشتی است. گرچه آن‌ها درباره جنبه‌های دشوار و کلیدی سیستم‌های اطلاعات مدیریت لجستیک معکوس یعنی جمع‌آوری اطلاعات، بحثی ارائه ندادند.

برخی از محققان، مباحثی در زمینه سیستم‌های اطلاعات مدیریت لجستیک معکوس بر اساس اینترنت اشیاء ارائه دادند (گاویندان و همکاران، ۲۰۱۲؛ سنسیل و همکاران، ۲۰۱۲ و کریتسیس، ۲۰۱۱). در سیستم‌های اطلاعات مدیریت لجستیک معکوس بر اساس کاربرد فناوری اینترنت اشیاء، پایگاه اطلاعات محصول در طبقه‌بندی داده‌های تولید، مصرف و چرخه عمر محصولات جریان برگشتی سهیم است. این پایگاه شامل دو بخش است: داده مرتبط با تولید و داده‌های پس از انتقال محصول از شرکت. مورد اول به اطلاعات مواد اولیه اشاره می‌کند که باید به‌درستی ‌جمع‌آوری و نگهداری شود و به‌درستی توسط شرکت و در طی تولید مدیریت شود. در مقابل، مورد دوم به داده‌های ‌جمع‌آوری‌شده در طی فرآیند فروش محصولات، خرید مشتری، استفاده و نگهداری پس از فروش محصولات انتقال داده‌شده تا بازیافت شده اشاره می‌کند. ‌جمع‌آوری داده‌های بیرونی بسیار دشوار بوده و نیازمند تحقیقات اولیه گسترده‌ای است، اما برای فرآیندهای لجستیک معکوس محصولات بازیافت شده ضروری است؛ بنابراین داده‌های بخش دوم باید از طریق اینترنت ‌جمع‌آوری و در پایگاه داده موسسه نگهداری شده و با اطلاعات مواد اولیه محصول ادغام شود.

زمانی که محصول به واحد پردازش لجستیک معکوس بازمی‌گردد، تولیدکننده تجهیزات و تأمین‌کننده خدمات لجستیک طرف سوم می‌توانند به همه اطلاعات مرتبط با تولید دست یابند و از طریق دسترسی به سرور ذخیره شبکه محصول این اطلاعات را بازیابی کنند. بر این اساس همه داده‌های مرتبط با پایگاه داده اطلاعات محصول می‌توانند از طریق سیستم‌های اطلاعات مدیریت و مدل‌های موجود، پردازش بیشتری از این اطلاعات داشته باشند (آسیف، ۲۰۱۱). همچنین، داده‌های مربوط به تصمیم‌گیری درباره محصولات بازگشتی ایجاد خواهد شد و از طریق واحد مدیریت لجستیک معکوس برای تصمیم‌گیری درباره نحوه تولید محصول در اختیار مدیران قرار می‌گیرد. این روندی است که تحت عنوان سیستم پشتیبان تصمیم‌گیری پردازش محصول بازگشتی نامیده می‌شود.

با پیشرفت اقتصاد، مدیریت‌زنجیره‌تأمین به زنجیره تأمینباز مثبت محدود نمی‌شود بلکه دربرگیرنده زنجیره‌های تأمین بسته مثبت و منفی است. همچنین، بروز سازی زنجیره تأمین باید مبتنی بر زنجیره تأمین بسته باشد؛ بنابراین از طریق تحلیل داده‌های مرتبط در لجستیک معکوس، منابع طراحی محصول، تولید و خرید مواد خام فراهم می‌شود. این مسئله باعث کاهش مصرف منابع و انرژی در دوره چرخه عمر بعدی خواهد شد. این روند را مدیریت استفاده مجدد از منابع بازگشتی گویند؛ مانند اطلاعات مواد اولیه که یک تعامل میان لجستیک معکوس و لجستیک روبه‌جلو جریان‌های پایینی است، مدیریت استفاده مجدد از منابع نیز یک تعامل میان لجستیک روبه‌جلو و لجستیک معکوس جریان‌های پایینی است (لامبرت و همکاران، ۲۰۱۱)؛ بنابراین، یک سیستم لجستیک بسته از طریق ارتباط میان آن‌ها قابل شکل‌گیری است.

2- جریان سیستمی

در سیستم اطلاعات لجستیک معکوس مبتنی بر اینترنت اشیاء، ثبت اطلاعات محصول در طی کل دوره بازیابی ضروری است. اطلاعات مرتبط باید از طریق اینترنت اشیاء در قالب سرور زبان فیزیکی موسسه ثبت‌شده و توسط مؤسسات اصلی زنجیره تأمین مدیریت شود (خدیون، ۲۰۰۵).

در تولید، موسسه می‌تواند اطلاعات اجزای محصول را درون سرور PML ثبت کرده یا از روش‌های سنتی ثبت اطلاعات یا RFID استفاده کند. زمانی که محصول از موسسه خارج ‌می‌شود، داده‌های مرتبط از طریق اینترنت اشیاء ‌جمع‌آوری می‌شود. اگر عوامل زنجیره تأمین، برخی از عملیات مربوط به محصول را به‌تنهایی انجام دهند، پذیرنده، اطلاعات را از طریق RFID دریافت کرده و به کامپیوتر منتقل ‌می‌سازد. سپس کامپیوتر از اینترنت برای انتقال کد الکترونیکی محصول (EPC) به خدمات نام‌گذاری اشیاء (ONS) استفاده می‌کند، بنابراین اطلاعات در آن ذخیره می‌شود. اطلاعاتی که در سرور PML ذخیره‌شده است را پایگاه داده اطلاعات محصول می‌نامیم.

در بازگشت محصولات جریان عقبی لجستیک معکوس، عدم اطمینان زیادی وجود دارد و چالش بزرگی برای لجستیک معکوس محسوب می‌شود. از طریق تحلیل شرایط محصول در زنجیره تأمین، ما می‌توانیم پیش‌بینی دقیق‌تری از داده‌های جریان عقبی داشته باشیم، بنابراین مدیریت لجستیک بهبود می‌یابد (تیری و همکاران، ۱۹۹۵).

زمانی که محصول به واحد مدیریت لجستیک معکوس بازمی‌گردد، کد الکتریکی محصول که از طریق RFID به‌دست‌آمده است را با استفاده از اینترنت تعبیه می‌کند. سپس کامپیوتر EPC را به ONS انتقال داده و PML که داده‌های محصول را ثبت می‌کند، ‌می‌باید به نحوی بتواند در هر زمان به داده‌های موردنیاز دست یابد. مبنای مدل این‌گونه است که داده‌های مربوط به محصولات جریان عقبی که به‌طور مجدد پردازش‌شده است برای پشتیبانی از تصمیم در اختیار واحد پردازشگر مواد جریان عقبی قرار می‌گیرد. سیستم برای پیش‌بینی داده‌ها و پردازش مجدد آن‌ها در فواصل منظم و نامنظم اقدام به داده‌کاوی می‌کند و پیشنهاد‌های لازم را در اختیار واحد طراحی، خدمات مشتری و خرید و تولید قرار ‌می‌دهد تا مرجع آن‌ها برای بهبود کسب‌وکار و بهینه‌سازی سیستم زنجیره تأمین بسته باشد. در اینجا باید اشاره شود که در سیستم‌های اطلاعات مدیریت لجستیک معکوس، اینترنت اشیاء یک بعد مهم برای تضمین عملیات مؤثر در کل جریان سیستم است (میوراندی و همکاران، ۲۰۱۲).

5- محدودیت‌های سیستم‌های اطلاعات مدیریت لجستیک معکوس بر اساس کاربرد اینترنت اشیاء

گرچه مزیت‌های آشکاری از سیستم‌های اطلاعات مدیریت لجستیک معکوس مبتنی بر اینترنت اشیاء نسبت به سیستم‌های اطلاعات مدیریت سنتی وجود دارد، اما به لحاظ کاربرد دارای محدودیت‌‌های زیادی است که به برخی از آن‌ها در ادامه اشاره ‌می‌شود (جمشیدی، ۲۰۱۱).

1- محدودیت مدیریتی

لجستیک معکوس دربرگیرنده بخش‌های زیادی ازجمله مشتریان نهایی زنجیره تأمین است. نحوه کسب اطلاعات از طریق اینترنت اشیاء مبتنی بر ماهیت بیرونی است. همچنین نحوه طراحی یک مجموعه از مکانیزه‌های هماهنگ‌کننده برای فعال‌سازی ماهیت‌های بیرونی، تضمین صحت و ثبت به‌موقع داده‌ها و حتی کسب اطلاعات بروز از پیش‌نیازهای عملیات مناسب سیستم است. علاوه بر این به دلیل نگرانی نسبت به امنیت تجاری و حریم خصوصی مشتریان و مؤسسات جریان‌های پایینی، نیاز ویژه‌ای به RFID احساس می‌شود. درمجموع، همه این مسائل باید با یک توجه ویژه به ارتقاء و بهبود اینترنت اشیاء حل شود.

2- محدودیت اقتصادی

اینترنت اشیاء، نقش حیاتی در اثرگذاری بر تجارت اینترنتی ایفا می‌کند اما نیازمند سرمایه‌گذاری زیادی است. بدون هیچ محدودیتی نسبت به مؤسسات فناوری اطلاعات، اینترنت می‌تواند بخش‌های زیادی از زنجیره تأمین را در برگیرد. به‌عنوان‌مثال، یک شرکت خرده‌فروشی با بیش از ۷۵۰ فروشگاه زنجیره‌ای تنها یک‌بار بر روی اینترنت اشیا سرمایه‌گذاری ‌می‌کند. ۲۵ میلیون دلار باید در فناوری RFID و ۲۰۰ میلیون دلار در محصولات سرمایه‌گذاری شود. بدین دلیل ادعای این موضوع که RFID، هزینه واقعی بسیار بالاتری دارد کمی دشوار است؛ بنابراین بسیاری از مؤسسات به لحاظ صرف منابع مالی در این حوزه با محدودیت و تردید مواجه هستند.

3- محدودیت سخت‌افزاری فناوری

به‌رغم اینکه بیشترین کاربرد اینترنت اشیاء در شناسایی محصول و انتقال داده است، اعتبار و روایی این قالب از کاربردها به‌سختی تضمین می‌شود. در مورد مدیریت لجستیک معکوس، محصولات فلزی مانند اتومبیل و محصولات فناوری اطلاعات دارای ارزش جریان بازگشتی زیادی هستند و بنابراین به صنعت کلیدی لجستیک معکوس تعلق دارند اما نرخ RFID پایین‌تری دارند. همچنین استانداردهای اینترنت اشیا مانع مهم دیگری است.

4- محدودیت‌های مدیریت صحیح و امنیت داده‌ها

به دلیل تأثیر زیاد اطلاعات بر کل عملیات لجستیک معکوس، این نکته ضروری است که هر کاربر به‌صورت مستقل به اطلاعات مرتبط دسترسی داشته باشد و آن‌ها را پردازش کرده و ذخیره سازد؛ بنابراین موضوع اساسی به نحوه دسترسی کاربران به اطلاعات و عملیات و اجتناب از دسترسی غیرمجاز و غیرقانونی مرتبط است به‌نحوی‌که حریم خصوصی مشتریان حفظ‌شده و اعتبار کسب‌وکار لجستیک معکوس و اطلاعات تصمیم‌گیری که توسط این سیستم پیشنهاد می‌شود، تضمین شود.

نتیجه‌گیری

بهره‌مندی از سیستم لجستیک مناسب یکی از عوامل کلیدی موفقیت در کسب‌وکار است. یکی از استراتژی‌های مهم در بهره‌وری لجستیک، کاهش هزینه به‌منظور حفظ سوددهی است. یکپارچه‌سازی عملکردهای نظام لجستیک با استفاده از اینترنت اشیا منجر به بهبود وضعیت ارتباطات بین فعالیت‌ها شده و ضمن کاهش هزینه‌ها کارایی را بالا می‌برد.

در این مقاله ابتدا کاربرد اینترنت اشیاء در بخش‌های مختلف لجستیک هوشمند شمرده‌شده است. به‌عنوان‌مثال در زنجیره تأمینمحصول مواردی ازجمله، کاهش هزینه لجستیک و بهبود اثربخشی توزیع، بهبود میزان اطلاعات زنجیره تأمین و توازن عرضه و تقاضا، اطمینان از امنیت کالا و محصول از طریق کنترل هر بخش زنجیره تأمین، ترویج و بهبود تولید محصولات باکیفیت در مقیاس وسیع و توسعه صنعتی بررسی‌شده است. در ادامه کاربرد اینترنت اشیاء در مدیریت اطلاعات لجستیک معکوس موردبحث و بررسی قرارگرفته است. اعتبار بالای اطلاعات، پیچیدگی نگهداری و حفظ داده‌ها، حیطه زمانی گسترده، تنوع محصولات نگهداری شده و درجه بالای پراکندگی اطلاعات در این زمینه اشاره‌شده است. سپس کارکرد و ساختار سیستم و جریان سیستمی جهت استقرار سیستم اطلاعات مدیریت لجستیک معکوس بر اساس کاربرد فناوری اینترنت اشیاء بررسی‌شده است. در پایان از محدودیت‌های سیستم‌های اطلاعات مدیریت لجستیک معکوس بر اساس کاربرد اینترنت اشیاء سخن به میان آمد که از آن جمله اشاره‌ای به مواردی مانند محدودیت مدیریتی، محدودیت اقتصادی، محدودیت سخت‌افزاری فناوری، محدودیت‌های مدیریت صحیح و امنیت داده‌ها شد.